-
پنجشنبه 10 آپریل
پنجشنبه 21 فروردین 1404 10:55
سلام. بعضی روزها مثل امروز تو ی کارم احساس خوشحالی و موفقیت میکنم و علت اصلیش ایزی هست . ایزی مدتیه که متوجه شده cash machine که توی قسمت اسباب بازیهای کلاسه یک ماشین حساب واقعیه و از اون موقع اون ماشین شده شیئ مورد علاقه اش. براش مساله مینوشتم و بعد میخواستم که خودش number sentence رو بنویسه و جواب رو پیدا کنه و بعد...
-
چهارشنبه 9 اپریل
چهارشنبه 20 فروردین 1404 08:35
سلام. دیشب برای من و کری شب خوبی نبود. کری توی خوابش، توی یک کوچه تنگ و پر جمعیت گیر افتاده بود بطوری که نصف شب گفت نیاز به فضای بیشتری داره و رفت توی سالن خوابید. من هم فکرم پر بود از مسائل مدرسه و وقتی نصف شب بیدار شدم بسختی دوباره خوابم برد. برای اینکه خوابم ببره توی فکرم خودم رو از مسائل بیرون جدا کردم و یک گوشه...
-
سه شنبه 8 اپریل
سهشنبه 19 فروردین 1404 04:57
سلام.امروز سه شنبه ست. حتی چهارشنبه هم نیست. اینجا چهارشنبه که میشه میگن : !Happy Hump day هامپ یعنی کوهان شتر، یعنی اینکه هفته به وسطش رسیده.خب دیگه چی؟ دیروز روزخوب و آرامشبخشی بود، رفتم پایین ورزش، بارون هم بند اومده بود و به کری پیشنهاد کردم باهم بریم پیاده روی. سر راه کری گفت که حوصله شام درست کردن نداره وبریم...
-
دوشنبه 7 اپریل
دوشنبه 18 فروردین 1404 11:03
سلام. امروز بچه ها تعطیل بودن . من نصف روز رو جلسه داشتم و نزدیکیهای ظهر اومدم خونه. خونه بودن وسط هفته رو دوست دارم. احساسش به خوشایندی روزهای بچگیه که همه دنیا مدرسه میرفتن و ما خودمون رو به مریضی می زدیم و مدرسه نمیرفتیم.وقتی اومدم خونه پرده ها کنار بود و آسمونو درختهای نورس بارون خورده از پشت پنجره پیدا بود. آرامش...
-
پنجشنبه 3 اپریل
پنجشنبه 14 فروردین 1404 04:50
سلام. صبح عکس سه تاییکه با دوتا ازدوستام کناردریاچه "ریو" گرفتیم به کری نشود میدم و میگم:" نزدیک سه سال از این عکس میگذره".من تازه توی وبسایتهای آنلاین دیتینگ ثبت نام کرده بودم و هنوز کسی رو ندیده بودم. داشتیم با دوستام در مورد دیت کردن حرف میزدیم، کلی هم شوخی کردیم وخندیدیم و بهمون خوش گذشت. لباسی...
-
چهارشنبه 2 اپریل
چهارشنبه 13 فروردین 1404 04:32
سلام. درد ناحیه شکمم که گفته بودم خود بخود برطرف شده ، درد عضلات پام هم که نگرانم میکرد همینطور. حالم خوبه !مدتیه که دوباره ورزشهام رو دوباره شروع کردم. امروز فکر میکردم که هزار بار به علتهای مختلف از خط خارج شدم و دوباره برگشتم و همیشه در حال تلاش برای بهتر کردن برنامه ورزشم بود. اینکه صبحها بهتره یا عصرها یا اینکه...
-
دوشنبه 31 مارچ
دوشنبه 11 فروردین 1404 05:00
سلام. صبح دوشنبه ست. توی مسیرم این روزها پر از توریسته. توریستهای دروبین بدستی که از شکوفه ها عکس میگیرن. قشنگترین قسمت درختهای پر شکوفه کنار رودخونه ست که مثل فیلمهای ژاپنی سایه شون میفته توی آب. امروز یک محوطه پر از لاله های زرد و قرمز و صورتی و بنفش هم دیدم، ادلم میخواست میتونستم ماشین رو کنار بزنم و از شون عکس...
-
یکشنبه 30 مارچ
یکشنبه 10 فروردین 1404 04:49
سلام. اولین قرص پوکی استخوان رو امروز مصرف کردم. مصرف این قرص قواعد خاصی داره. مثلا اینکه باید با شکم خالی و با آب خالص خورده بشه،حتی نه با قهوه یا چای و.. تا نیم ساعت هیچ غذا یا نوشیدنی یا حتی داروی دیگه ای نباید مصرف بشه. و مهم تر اینکه به مدت نیم ساعت نباید دراز بکشم یا خم بشم. یعنی مسیر معده تا سر باید در حالت...
-
جمعه 28 مارچ
جمعه 8 فروردین 1404 05:03
سلام. با خواهرم تلفنی حرف میزدم. میگفتم که میخوام خونه ام رو به پسرم اجاره بدم و بعد گفتم که به هر حال وقتی بمیرم همه چیز به اون میرسه. حرف از مردن که میشه این خواهرم معمولا موضوع رو عوض میکنه و میگه این حرفها چیه و انشالا که صد سال زندگی میکنی واینا. براش تعریف میکنم برعکس ما ایرانیها ( تا اونجا که من یادمه و میدونم)...
-
سه شنبه 25 مارچ
سهشنبه 5 فروردین 1404 11:30
سلام. یکبار یکی از شما گفتین که وقتی آدم ذهنش با موضوعات مخلتف مشغوله توجهش پخش میشه و کمتر روی یک مساله خاص متمرکز میشه. این درسته. مثل منکه در حال حاضر ذهنم مشغول اجاره دادن خونه و مسائلشه به علاوه فروش ماشین و ورزش و سلامتیمه و کمتر از سابق مسائل کاری اذیتم میکنه. هرچی مشغولیت ها کمتر و وقتشمون بیشتر بشه، بیشتر به...
-
دوشنبه 24 مارچ
دوشنبه 4 فروردین 1404 09:08
سلام. بعد از کلی بالا و پایین کردن و گوگل کردن قوانین مالیاتی و غیره تصمیم گرفتم که خونه ام رو به پسرم اجاره بدم. برای اون خیلی خوبه چون کلی زیر قیمت بازار پرداخت میکنه. و با پولی که الان داره برای یک آپارتمان یک خوابه میده ، میاد توی یک تاون هاس دو خوابه .برای من از نظر مالی چندان فرقی نمیکنه چون زیر قیمت بازار اجاره...
-
جمعه 21 مارچ
جمعه 1 فروردین 1404 07:04
سلام. یکی از پیشرفتهایی که کردم، و بابتش به خودم افتخار میکنم. دفاعی برخورد نکردنه. مثلا وقتی خانم معاون مدرسه میاد توی اطاقم و مطلبی رو توضیح میده، اولش فکر میکنم که داره چرت میگه، اما بعد سعی میکنم به معنی واقعی کلمه بهش" گوش بدم" و حتی در آخر کار بدون اینکه احساس کنم توی بحث بازنده شدم بهش بگم :" که...
-
پنجشنبه 20 مارچ
پنجشنبه 30 اسفند 1403 04:40
سلام. سال نو تون مبارک. از این به بعد دیگه باید عادت کنیم که سال 1404 هست! وقتی به سال شمسی گذشته فکر کردم دیدم که از بهار پارسال تا بهار امسال توی چهار تا خونه مختلف زندگی کردم و این خودش یک رکورد هست. اولیش که خونه خودم، دومیش یک خونه اجاره ای مبله کوتاه مدت یک ماهه، بعددوباره خونه خودم، بعد یک خونه اجاره ای مبله 3...
-
سه شنبه 18 مارچ
سهشنبه 28 اسفند 1403 04:33
سلام. دیشب کری فکر میکرد که از دستش عصبانیم و تلاش داشت با استفاده از همه فارسیی که بلد بود خوشحالم کنه. آخرش هم گفت یک چیزی ازم بپرس بعد که پرسیدم به فارسی گفت:" نمیدونم! " ناراحت شده بودم ، نه از دست کری از یک موضوع مالیاتی که کری توجهم رو بهش جلب کرده بودو باعث نگرانیم شد ه بود. بگذریم. امروز ساعت 3 وقت...
-
دوشنبه 17 مارچ
دوشنبه 27 اسفند 1403 16:23
سلام. امروز که شروع حال بدم رو ردگیری میکردم؛ دیدم از وقتی شروع شد که به خانم نماینده آژانس زنگ زدم و قرار گذاشتیم که بیاد خونه ام رو ببینه و کارهای مقدماتی رو انجام بده. قرار بود امروز صبح بیاد و چون من نبودم از کری خواهش کرده بودم بره و خونه رو بهش نشون بده؛ مخصوصا که این خانم با کری آشنا بود و خونه اش رو هم براش...
-
دوشنبه 17 مارچ
دوشنبه 27 اسفند 1403 05:01
سلام. بعد از یک آخر هفته طولانی برگشتیم مدرسه. یک روزش روز کنفرانس معلمها باوالدین و یک روزش هم به مناسبت روز"سلامت روانی"تعطیل بودیم و با شنبه و یکشنبه روی هم شد چهار روز تعطیلی!.همه چیز خوب بوده؛ هایکنیگ و دیدار دوستان و فستیوال نوروزه اما حالم چندان خوب نیست و نمیدونم که چمه. از کی شروع شد؟شاید بعد از...
-
دوشنبه 10 مارچ
دوشنبه 20 اسفند 1403 04:45
سلام. صبح سر صبحونه در حالیکه دارم جزییات خوابم روتوی ذهنم مرور میکنم به کری میگم :" تو فقط وقتی خودت خواب دیدی از من میپرسی که خواب دیدم یا نه. تا منهم متقابلا ازت بپرسم. میخنده و به فارسی میگه:"خواب دیدی؟" میگم آره! باز به فارسی میپرسه: "یادته؟" میگم آره وبراش تعریف میکنم که دارم توی تهران...
-
شنبه 8 مارچ
شنبه 18 اسفند 1403 12:08
سلام.نتیجه آزمایش خونم رو امروز آنلاین چک کردم و بطور باورنکردنیی خوشحال کننده بود. A1C که دفعه قبل 5.7 و پیش دیابتی بود بعداز 8 ماه برگشته به 5.5. و کلسترول بد و کل کلسترولم هم در محدوده طبیعی قرار داره الان. خیلی ها بهم میگفتن که بالا رفتن کلسترول و قند ژنتیکیه و با تغییر رژیم غذایی درست نمیشه، ولی شد! چکار...
-
جمعه 7 مارچ
جمعه 17 اسفند 1403 04:43
سلام. ساعت 7:30 صبحه. کم کم باید آماده بشم برای رفتن به آزمایشگاه برای آزمایش خون و بعد از اونور مدرسه. دیشب هم که رفتیم ماشین دیدیم. پشت تلفن قیمت رو چک کرده بودم وطرف گفته بود همینهاست! مبلغ دیگه ای اضافه نمیشه. قیمت ماشین و مالیات و هزینه processing انتقال ماشین. بعد لیست قیمتها رو بهم داده، میبینم قیمت ماشین 700...
-
پنجشنبه 6 مارچ
پنجشنبه 16 اسفند 1403 10:17
سلام. ما نمیدونیم کی از این دنیا میریم، و همین ندونستن یک جور توهم جاودانگی برامون ایجاد کرده.شاید اگر به یک آدم 80 ساله که خودش هم میدونه، اگر خوش شانس باشه توی دهه 90 سالگی از دنیا میره بگن که ببین فقط 5 سال برای زندگی وقت داری... در اونصورت حادثه "مرگ" رو باور کنه. مثلا من؟ خب داشتم در مورد پوکی استخوان...
-
دوشنبه 3 مارچ
دوشنبه 13 اسفند 1403 05:44
سلام. شده عصبانی باشین و دقیقا ندونین چرا؟ چیزهایی روی اعصباتونه که قبلا نبوده؟ مثلا بزرگی کاناپه توی اطاق نشینمن اذیتتون میکنه. توی ذهنتون کوچک و کوچکترش میکنین. جاشو عوض میکنین. تبدیلش میکنین به یک سکشنال کوچک؟ وقتی جلوی تلویزیون روی کاناپه میشینین احساس خفگی میکنین و فکر میکنین باید جاتون روتغییر بدین. فکر میکنین...
-
جمعه 28 فوریه
جمعه 10 اسفند 1403 06:04
سلام. Black History Month هست و توی کافه تریای مدرسه مراسمه. معلم ایزی زنگ میزنه که اگر تونستم بیام به ایزی سر بزنم و اگر سرو صدای زیاد اذیتش میکرد ببرمش بیرون، که میگم باشه! اسباب بازیی که برای ایزی گرفتم که وقتی میاد توی اطاقم باهاش بازی کنه خیلی سخته، ساختن ماشین و اینهاست و کلی پیچ و مهره و اینها هم داره ، باید...
-
پنجشنبه 27 فوریه
پنجشنبه 9 اسفند 1403 06:02
سلام. باور نمیکنین ولی بعد از تمام شدن مشاهده( مرحله اول ارزیابی)، بعلت تعلل یا وقت نگردن یا هرچی، خانم معاون کنفراسی رو باید طی 15 روز بعد از مشاهده برقرار میشد ترتیب نداد. حالا ایمیل زدن که مسئول مربوطه درخواست زمان اضافه کرده برای کامل شدن ارزیابیتون. آیا معنیش اینه که دوباره باید از اول مشاهده بشیم؟ این شامل من و...
-
چهارشنبه 26 فوریه
چهارشنبه 8 اسفند 1403 18:26
سلام. ماشین رو جلوی شارژر که توی محوطه یک سوپرمارکت واقع شده بود پارک کردم. در رو که باز کردن بیام بیرون، در ماشین به آرومی با ماشین کناری تماس پیدا کرد. (یعنی اینطور نبود که ماشین بغلی رو نبینم و در رو محکم بکوبم بهش) . برگشتم تو ماشین. یک خانم از ماشین بغلی گفت:"زدی به ماشینم" گفتم معذرت میخوام ولی فکر...
-
چهارشنبه 26 فوریه: خیالپردازی
چهارشنبه 8 اسفند 1403 05:57
خیال پردازی با جزییات ، به امید اینکه اتفاق بیفته : ز نگ موبایلم به صدا در میاد. پسرم "م" هست. هیجان زده و خوشحال بطرف در میرم و به کری که جلوی تلویزیون نشسته میگم که "م هست. کلیدو بر میدارم ،در رو باز میکنم و بطرف آسانسور میرم ،وارد آسانسور میشم و تکمه Gرو فشار میدم. وقتی میرسم پایین میبینم که خانمی که...
-
سه شنبه شب ساعت 8:30
سهشنبه 7 اسفند 1403 17:24
سلام. هوا که خوب میشه مردم از خونه میریزن بیرون. به بهانه خرید یا ورزش یا قدم زدن . از سر کار که اومدم خیلی گرسنه بودم یکمی آجیل خوردم و بعد رفتم پایین نیم ساعتی ورزش کردم. بعد دوش گرفتم و با کری "خوراک لوبیا وگوشتی" رو که از دیروز مونده بود با کینوایی که کری امروز درست کرده بود خوردیم. پرده رو کنار زدم تا...
-
سه شنبه 25 فوریه
سهشنبه 7 اسفند 1403 06:01
سلام. دیشب بهتر خوابیدم اما موضوع کوچک و ظاهرا بی اهمیتی که سر کار پیش اومده بود ذهنم رو مشغول میکرد. و احساس میکردم چیزی درونم هست که باید با گریه یا خنده یا فریاد یا نوشتن یا حرف زدن زیاد تخلیه بشه. امروز با لی لی فارسی حرف زدم. انصافا لهجه اش بد نبود! براش توضیح دادم همه چیز رو در مورد پسرم در مورد کار و دو تایی به...
-
دوشنبه 24 فوریه
دوشنبه 6 اسفند 1403 05:47
سلام. دیروز توی من و پسرم هردو سالاد ماهی سلمون دودی سفارش دادیم. یعنی سلیقه غذاییمون هنوز مثل همه! بعد هم حرف زدیم. از اوضاع نگران کننده کشور، از دوست و فامیل و کمتر در مورد خودمون. ازش پرسیدکه کسی رو دیت میکنه که گفت نه و وزود موضوع روعوض کرد. اون هم از رابطه من و کری چیزی نپرسید. پسرم که همیشه کفشهای ورزش راحت...
-
یکشنبه 23 فوریه
یکشنبه 5 اسفند 1403 08:40
سلام. دیشب چه خواب عجیبی دیدم . با یک نفر دیت داشتم و توی یک محیطی مثل پارک قرار گذاشته بودیم. یک دسته گل مینای سفید دستش بود. ظاهرا برای من آورده بود، یک شاخه هم توی جیب کتش گذاشته بود. نمیدونم چطوری، ولی میفهمم که اون کس دیگه ای رو هم میبینه و شاخه گل توی جیبش بخاطر اونه. بعد فکر میکنم که این چه جور رابطه ای هست که...
-
شنبه 22 فوریه
شنبه 4 اسفند 1403 18:04
سلام. شنبه شبه . صبح هایکنیگ بودم و بعدش با گروه رفتیم کافی شاپ. کری هم که دیشب خونه پسرش مونده بود عصری برگشت . باهم کلی سریال دیدیم بعدش هم اون شروع کرد به سر هم کردن یک قفسه و من یک عالمه با موفرفری تلفنی حرف زدم. اما هنوز حوصله ام سر رفته و نمیدونم چی حوصله ام رو به جا میاره. مثل موقعهایی که دلتون میخواد یکی چیزی...
-
جمعه 21 فوریه
جمعه 3 اسفند 1403 04:20
7:15 صبح: امروز هم شادی رو انتخاب میکنم. جنبه خنده آوری توی هرچیزکشف میکنم و بیشتر میخندم. آرامشم درونیم رو توی هر شرایط حفظ میکنم. با آرامش حرف میزنم و کار میکنم. در طی روز خودآگاهی رو تمرین میکنم. به اندازه کافی آب مینوشم. با خودم و دیگران مهربون هستم. غذاهایی رو که برام مفیده میخورم وبه اندازه. من کافی هستم و تلاشم...
-
پنجشنبه 20 فوریه
پنجشنبه 2 اسفند 1403 04:23
جملات تاکیدی صبحگاهی: آ رامش درونیم رو در هر شرایطی حفظ میکنم. با آرامش حرف میزنم و کار میکنم. قبل از عکس العمل نشون دادن چند لحظه مکث میکنم و فکر می کنم. از وقت کاریم بخوبی استفاده میکنم. با تمرکز کار میکنم. لیست روزانه ام رو پیگیری میکنم. کافی هستم و به اندازه کافی تلاش میکنم. خودم و دیگران رو درک میکنم و میبخشم....
-
چهارشنبه 19 شب قبل ا زخواب
چهارشنبه 1 اسفند 1403 17:59
امروز شکرگزارم بابت: روز آروم و خوبی که سر کار داشتم. جلسه خوب تدریس خصوصی. اینکه دکترم رو دیدم و نسخه برای آزمایش خون گرفتم. شام خوبی که کری درست کرده بود. سلامتیم. هوای گرم خونه توی این زمستون سرد. اینکه تایپ فارسی بلدم و اینجا راحت تایپ میکنم. دوستانی که اینجا دارم و وبلاگم رو میخونن. اینکه اینهمه ساله دارم اینجا...
-
چهارشنبه 19 فوریه
چهارشنبه 1 اسفند 1403 05:42
سلام. دو روز دیگه آزمایش "bone density" تراکم استخوان دارم. ساعت 3 هم آنلاین دکترم رو میبینم تا برام آزمایش خون بنویسه ببینم وضعیت کلسترول و قندم درچه حاله. یعنی که دارم از خودم مواظبت میکنم! دیروز فاصله ناهار رفتم سالن ناخن و لاک زرشکی زدم. از CVS سر راهم هم لاک هم رنگش گرفتم برای پاهام و ناخنهای پام روکه...
-
سه شنبه 18 فوریه
سهشنبه 30 بهمن 1403 07:45
و من هیچ موجودی رو توی دنیا هیچوقت به اندازه اون دوست نداشتم...
-
سه شنبه 18 فوریه
سهشنبه 30 بهمن 1403 05:56
سلام. سه شنبه صبحه. آدم حق داره بعضی از موقعها غمگین یا نگران باشه، قرار نیست که همیشه شاد و سرحال باشه. مهم اینه که احساسات خودش رو ببینه و بپذیره. من الان غمگینم. کمی نگرانم، کمی احساس بی ثباتی میکنم. نگرانی و بی ثباتیم بخاطر وضعیت کشوره وتغییرات منفیی که ترامپ داره ایجاد میکنه. شایعه اینکه ممکنه کسانی که سی تیزن...
-
دوشنبه 17 فوریه
دوشنبه 29 بهمن 1403 17:58
دوشنبه شبه. الان اولین قسمت فصل سوم "لوتس سفید" رو تماشا کردیم. این فصل توی تایلند اتفاق میفته و آدم واقعا هوس میکنه که به اونجا سفر کنه. امروز رفتم یک هایکنیگ طولانی 8 مایلی. فکر میکردم چون خیلی وقته نرفتم اذیت بشم اما خوب بود. میخوام سعی کنم مرتب تر برم. بعدش رفتیم ناهار. چه خوبه که کری در من احساس...
-
شنبه عصر
شنبه 27 بهمن 1403 14:51
سلام. خونه ما هیچ شیئ قدیمیی نداره .همه چیز جدیده، هیچ چیز خاطره ای رو زنده نمیکنه. شاید بعد از مثلا 10 سال ، اشیائ این خونه هم قصه های خودشون رو پیدا کنن، اما الان نه. از خونه دوستم که برمیگردیم به کری میگم. خونه"س" پر از اشیائ نوستالژیکه. اشیائی که قبل از جدایی خریده، اشیائی که از خونه قبلیش و شاید حتی...
-
شنبه 15 فوریه
شنبه 27 بهمن 1403 07:17
سلام. باز هم چهار روز تعطیلی داریم. حتما میگین شما هم که همه اش تعطیلین! البته تعطیلی روز جمعه همگانی نبود، فقط برای مدرسه منطقه ما بودچون معلمها قرار بود برنامه آموزشی از راه دور داشته باشن .دوشنبه هم که روز "رئیس جمهور هست." و فقط مدرسه ها و ادارات دولتی تعطیلن. اما دیروز روز ولنتاین و همچنین سالگرد...
-
پنجشنبه 13 فوریه
پنجشنبه 25 بهمن 1403 04:08
سلام. امروز 13 فوریه و هفدهمین ماهگرد آشنایی من و کری هست. یک ماهه دیگه میشه یک سال و نیم! دیروز من از سر بیکاری داشتم برای خودم پاپ کورن درست میکردم. قبل از آشنایی با کری من دونه های ذرت رو میریختم توی یک ظرف نشکن در دار و میگذاشتمش توی ماکروویو، بدون نمک و هیچی. وقتی با کری آشنا شدم، پاپ کورن میکر هم وارد زندگیم شد....
-
چهارشنبه 12 فوریه
چهارشنبه 24 بهمن 1403 13:55
سلام.قبلا بارها اینجا درمورد خوابهای تکرای "نوزاد" یا "بچه" نوشتم. اما، اولین بار که این خواب رودیدم برمیگرده به زمانی که برای کنکور دانشگاه آماده میشدم. خوابم خوب یادم مونده شاید چون بارها برای خودم و دیگران مرورش کردم. اما خوابم: "خواب نوزادی رو دیدم، توی خواب ،این نوزاد خواهرزاده ام بود....
-
سه شنبه 11 فوریه
سهشنبه 23 بهمن 1403 12:24
سلام. امروز روز خوبی بود. دیروز همه مدت توی مدرسه و حتی بعد از اون فکر م مشغول بود که چطور باید با ایزی رفتار کنم تا tantrum ها کم بشه و پیش نیاد. و امروز موفق شدم که باهاش جلسه خوبی داشته باشم. در حالیکه دیروز توی اطاق من همه اسبا ب بازیها رو پرت کرده بود زمین. وقتی ازم پرسید که آیا من غمگین هستم و من گفتم بله...
-
سه شنبه 11 فوریه
سهشنبه 23 بهمن 1403 04:22
سلام. صبح سه شنبه ست. حتی دانشگاه کری از ساعت 2 به بعد تعطیله ولی نه مدارس منطقه ما! امروز سویئت شرت آجری رنگم رو بعد از سالها پوشیدم. بعد فکر کردم که کی خریدمش؟ قبل از اینکه دیت کردن رو شروع کنم یا بعدش؟ یعنی الان وقایع زندگی من تقسیم شده به وقایع ما قبل دیت و بعد از دیتنیگ! دوستم "س" که اومد خونه مون با...
-
دوشنبه 10 فوریه
دوشنبه 22 بهمن 1403 18:48
سلام. هیچ خوشبختی بالاتر از احساس آرامش و صلح و رضایت درونی نیست. خونه آرومه. مورفی روی پشتی مبل نشسته.رنگ سفیدش با مبل قاطی میشه و ازدورکه نگاه کنی انگار یک تکه پوست تزیینی سفید روی مبل پهن شده باشه فردا ساعت 11 صبح قراره یک عالمه برف بیاد. خیلی از مدرسه ها از حالا اعلام کردن که بچه ها روسه ساعت زودتر تعطیل میکنن....
-
یکشنبه 9 فوریه
یکشنبه 21 بهمن 1403 14:26
سلام. یکشنبه عصره. سوپر بل super bowl یک ساعت دیگه شروع میشه. با اینکه علاقه ای به فوتبال آمریکایی ندارم ولی بخاطر کری هیجان زده ام. دوستم "س" نیم ساعت دیگه میاد. بعد ازمدتها بجای میوه خرد شده، میوه ها رو درسته توی ظرف چیدم؛ خیارو توت فرنگی و سیب و پرتقال. کری پاپ کورن درست میکنه، کیک بادومی هم درست کرده که...
-
جمعه 7 فوریه
جمعه 19 بهمن 1403 05:31
سلام. با اینکه همه چیز هنوز زمستونیه، و تا نوروز بیشتر از یک ماه مونده؛ اثرات عید داره کم کم پدیدار میشه. خانم دوست دیروزبرام اطلاعات یک برنامه نوروزی رو فرستاد. نفری 65 دلار میدین، سبزی پلو با ماهی و غذاهای دیگه به همراه موزیکهای محلی ایرانی، و گفت زود ثبت نام کن که زود پر میشه. فروشگاهها هم گل سنبل آوردن، که یادداور...
-
پنجشنبه 6 فوریه
پنجشنبه 18 بهمن 1403 09:59
ا حساس کردن درد دیگران، اونهم دیگرانی که دوستشون داریم ، کمکی نمیکنه و لازم نیست. دو یا شاید هم سه هفته ای هست که رفتار ایزی تغییر کرده. علتش شاید اتفاقات خونه ست شاید هم نه نمیدونم. قبلا به حرف هرکس که گوش نمیداد، به حرف من گوش میداد، من مشکلی باهاش نداشتم. الان انگار توی شرایطیه که تحمل یک کلاس شلوغ و تحریکات محیط...
-
پنجشنبه 6 فوریه
پنجشنبه 18 بهمن 1403 05:36
سلام.دیروز فکر میکردم که از دوران کودکی که بگذریم، شاید تا حالا هیچکس توی زندگی به اندازه کری محبتش رو بهم نشون نداده و حواسش بهم نبوده. گاهی هم تعجب میکنم و توی ذهنم ازش میپرسم که آخه تو برای چی من رو اینهمه دوست داری؟ امروز هوا بارونی بود و بخاطر سرما و احتمال یخ زدگی جاده ها وضعیت زرد اعلام شده بود و بعضی مدرسه ها...
-
سه شنبه شب 4 فوریه هنوز
سهشنبه 16 بهمن 1403 17:20
س لام. گاهی فکر میکنم که هی چقدر مینویسم و شاید چقدر هم تکراری و روزهای زندگی من هم بدون حادثه ای ادامه دارن. امروز که از خوندن یک ایمیل عصبانی شده بودم به خانم هم اتاقی میگفتم که واقعا زندگی به این کوتاهی، میارزه آدم اینقدر اذیت بشه؟ میارزه آدم اینقدر دیگران رو اذیت کنه؟جزییاتش رو نمینویسم چون نمیخوام دوباره توی ذهن...
-
سه شنبه4 فوریه
سهشنبه 16 بهمن 1403 05:42
سلام. امروز سعی میکنم سرکار منظم تر رفتار کنم و با یک دست چند تا هندونه برندارم . لیست کارهای ضروریم روی میزه. میدونم که کار بیشتر از اینهاست، ولی واقع بین باشم، امروز اگربه همینها که نوشتم هم برسم خیلیه. دیشب دچار بدخوابی شده بودم.اسمش رو میگذارم بدخوابی فصل ارزیابیها! سه چهار سال پیش بعد از بحرانهای شدید محیط کار...